الشيخ محمد علي الگرامي القمي

25

نگاهى به بردگى (فارسى)

استعمار پند و اندرز گاهى هم با يك سلسله جملات خطابى ، برده - و يا هر استعمار شده‌اى را از تحرّك بازمىدارند : مثل تو ، مثل دست است ، و آقا ( كه گفتيم آقاى نامشروع ) همچون چشم و مغز ! دست بايد كار كند تا چشم و مغز سالم بمانند ، اجتماع پيكره‌اى چون فرد دارد و همين اعضاء . . . و البته كه مغز و چشم و مانند آن ، بر دست و پا شرافت دارد ! به علاوه ادب داشته باش ، چيزى بهتر از ادب نيست اگر ديگرى بى ادب بود تو مؤدّب باش ! شما كه به دنيا اهميت نمىدهيد بگذار ببرند ! طورى اين گونه مطالب را در نظر فرد استعمار شده جلوه مىدهند كه او راستى به وضع موجود خود راضى مىشود و البته ميزان معاملات هم رضايت است هرچند چنين باشد ! ؟ اينجا بايد دانشمندان با وجدان كه البته - در اصطلاح استعمار حتما اينها علماء غير حقيقى هستند - به پا خيزند و فرد استثمار شده را هشيار كنند كه آن مثال از هر جهت تطبيق نمىكند . آرى برخى افراد همچون دست در بدن و برخى ديگر همچون مغز در بدن واحدند ، ولى نه به اين معنى كه او كار كند و ديگرى فقط استفاده